دست دسی

يکی دو روز بود کيانا داشت به رايان دست زدن ياد ميداد ديروز در کمال ناباوری ديديم رايان شروع کرد از خواهرش کپی کردن و دست دسی کردن تا واسش آهنگ می خونيم شروع می کنه خودشو تکون دادن و دست زدن 35.gif 

 امروز هم بابایی موقع آهنگ خوندن جلوش دستاشو تکون داد و رايان اول خوب نگاه کرد و بعد دقيقا همون طوری دستاشو موقع رقص تکون دادن!!! ديگه قيافه ما سه تا ديدنی بود که چطوری واسش غش و ضعف می کرديم 18.gif   الهی که من قربون اون رقصت بشم آخه 01.gif

تو اين چند روز اخير تو نشستن هم خيلی پيشرفت کرده و مدت نسبتا زيادی رو بدون کمک میشينه فقط موقع رقص زيادی هيجان زده می شه و ديگه نمی تونه تعادلشو حفظ کنه و از عقب ولو میشه01.gif

امروز کيانا رو بردم کتاب فروشی Barnes and Nobel و کلی کتاب خريد که برای تابستون بخونه البته خودش از قبل Wishing list شو آماده کرده بود و خدا رو شکر ديگه اونجا نمی خواست تازه فکر کنه چی بخره! چون اينقدر تنوع کتاب زياده که واقعا انتخاب کلی وقت می بره! ولی کتاب های خيلی خوب و Chapter Book  های نسبتا سختی رو انتخاب کرد خوشحالم که می بينم در Reading اينقدر پيشرفت کرده. 

/ 1 نظر / 24 بازدید
nazanin

سلام.اميدوارم کلی حالت خوب باشه و ايران هم کلی بهت خوش بگذره.در ضمن دختر خانم ها خيلی راحت بزرگ می شوند اما پسرها خيلی سخت بزرگ می شوند.موفق باشی