تازگی کلمه اَب هم به دایره لغات رایان اضافه شده البته الان با همون تلفظ درستش یعنی آب میگه... تا تشنش ميشه تند تند پشت سر هم ميگه آب آب آب (سوزنش گیر می کنه!) ..... شير هم که ميخواد ميگه آب ...خوبيش اينه که حداقل ميفهميم بچه تشنشه ! 01.gif

به رايان ميگييم پا کو؟ پاشو ميآره بالا منم کف پاشو ماچ میکنم قلقلکش می آد غش می کنه از خنده بعد اشاره می کنه به پاش اِ اِ اِ ... یعنی بازم بگو 18.gif

کیانا بهش High Five یاد داده... با یک ژستی هم های فایو میکنه که نگو خیلی باحاله01.gif 

این پسر فسقلی ما با این که دیر به دیر باباشو میبینه ولی تا دلتون بخواد باباییه! باباشم حســــــــــــابی کیف میکنه به خصوص وقتی من می خوام رایان رو از بغلش بگیرم و رایان میچسبه بهش و حاضر نیست بغل من بیاد17.gif ترو خدا میبینین!!!!!! 01.gif

بالاخره بعد از مدتها کامل از شیر خودم گرفتمش خیلی سخت بود ولی ارزششو داشت آخه رایان از وقتی دنیا آمد تا همین چند وقت پیش شب تا صبح متوسط ۵ - ۶ بار برای شیر خوردن بیدار میشد این آخریها دیگه حسابی خسته شده بودم بخصوص بعد از ۱ سالگیش که دوباره کارم رو شروع کردم واقعا بیخوابی های شب سخت بود و یک روز تصمیم گرفتم فکر اساسی کنم مشکل اول این بود که بدون شیر خودم نمیخوابید پستونک هم که از اول دوست نداشت... شب اول که گذاشتمش تو تختش تا خودش بخوابه کلی گریه کرد خودم که حسابی حالم خراب بود ولی سعی می کردم تحمل کنم... شب های بعد به تدریج گریه هاش کمتر و کمتر شد الان دیگه ۱-۲ دقیقه نق نق میکنه ولی زود میخوبه... تا یک ماه اول هم به عادت همیشگیش تا صبح چندین بار بیدار میشد  چند دقیقه گریه می کرد و وقتی میدید از مامی و شیر خبری نیست دوباره می خوبید الان تازه چند وقته بزنم به تخته تا صبح ساعت ۷ یک تیکه میخوابه  البته روزهای تعطیل هم به عادت همیشگی صبح کله سحر شیپور بیدار باش رو میزنه !!

/ 11 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
andi

دوست من سلام . واقعا هنرمند هستيد . از وبلاگ شما لذت بردم . خیلی خیلی خیلی جالب است. اگر دوست داشته باشيد ميتوانيم به همديگر لينک بديم . اگر موافقی به من سر بزن و پيام بگذار . موفق و شاد باشی . اندی / تورنتو

paybarah

پس به پسريمون ديگه شير نميدی چقدر خوب که زود با اين مسئله کنار اومد شنيده بوديم که دختر ها اکثرا بابايی هستن ولی مثل اينکه اين پسری ما حسابی دل باباشو ميبره که وقتی باباش نيست دلش براش تنگ بشه

مامان تینا و سینا

سلام مامانی . الهی چه جوری از شير گرفتيش. ولی خوب عوضش راحت شدی . منم شبها هفت هشت دفعه بيدار ميشم . راستی از بابت ( اُ ) ممنونم بالاخره موفق شدم البته باT درست شد مرسی عزيزم.

Maamaanesh-Ina

آخی.... ما که هنوز اين آقا پسره گل شما رو نشده ببينيم... اصلا باورم نميشه که يک سالش شده!‌ همین چند وقت پیش تو پارک بود که دیدیمت، تازه باردار بودی ها! منم نوشا رو حدود ۱۸ ماهگی از شير گرفتم... ولی همش ميگم برای بچه بعدی نهايت يکسال. کوچولوهای نازو از طرف ما ببوس لطفا. بازم ميام اينجا.

نسترن

سلام ماشالا چه قدر بامزه شده.يک سوال تا قبل از اين که تو تخت خودش بخوابه پيش شما می خوابيد؟اخه باران هم پيش ما می خوابه و تا صبح چند باز شير خشک می خوره.خودم هم دلم نمياد بزارم جدا بخوابه.نمی دونم چی کار کنم.خوشحال می شم بيشتر راهنماييم کنی.

dorna

الهی ميفهمم چی ميگی موقع از شير گرفتن جون ادم بالا مياد اخه اين فسقلی ها اينقدر با سوز گريه ميکنند که ادم دلش کباب ميشه سينه هم که پر شيره ديگه بد اندر بدتر خدا را شکر که الان ديگه عادت کرده

نسترن

سلام مامانی گل.شيطونکا چطورن؟تروخدا يک عکسی ازشون بزار ببينيم.دلمون آب شد که.

mahdis

نی نی کوچولوpaybarah دنيا اومد .یه سری به وبلاگ من بزنید . خاله مهدیس