مرســـــــی از دعاهای همتون... بابایی امتحان اش رو با موفقیت پاس کرد...هوراااااااااااااااااااااااا 41.gif36.gifخسته نباشی عزیزم... میدونی که خیلی بهت افتخار میکنم 06.gif

بابایی امروز صبح رفت اتاوا برای امتحانی که الان چندین ماهه داره براش درس میخونه یا بهتره بگم درس میخوره!!!! خدا به خواهد این دیگه آخرین و مهمترین خان از هفت خان که باید پشت سر بگذاره تا انشالا بتونه تو رشته تخصصی خودش مشغول به کار بشه براش دعا کنین امتحانش خوب بشه...

اين مدت بينهايت سرمون شلوغ بود بابايی که حسابی مشغول خوندن بود و منم با بچه ها وقت نفس کشيدن نداشتم از اون ور دلشوره و استرس و خستگی بابايی مستقيما روی همه ماها تاثير گذاشته بود به خصوص این چند هفته آخر دیگه بریده بودم و خیلی بی حوصله و عصبی شده بودم ولی هر چی بود گذشت ... از ۲-۱ روز دیگه باید مشغول جمع و جور کردن بشم ۲ هفته دیگه اسباب کشی داریم و هنوز هیچ کاری نکردیم!!! فکر ميکنم اين جابجايی حسابی روحيه همه مون رو عوض کنه و جبران این مدت بشه... از حالا حسابی هیجان زده ایم و برای رفتن توی خونه جدید روزشماری میکنیم یک خونه خوشگل با یک حیاط با صفا...  

از خبرهای خوب دیگه... مامان جون باباجون هم به سلامتی ویزا کانادا رو گرفتن و انشالا تا ۲ ماه دیگه میان پیشمون. نه ازشون مدیکال خواستن نه بیمه و نه هیچ مدرک دیگه... به قول بابا جون يک ضرب قبول شدن01.gif

مادر بزرگ و پدر بزرگم هم الان امریکا هستن و انشالا تا یکی دو هفته دیگه میان پیشمون 41.gif
 
دیگه واستون بگم دختر ما بعد از ۹ سال و نیم طلسم رو شکست و گوشش رو سوراخ کرد! همیشه دلم میخواست وقتی خودش بزرگ شد و دلش خواست گوشش رو سوراخ کنه خلاصه ما هر چی صبر کرديم ديديم نه مثل اينکه خبری نيست نا گفته نماند خيلی دلش ميخواست ولی میترسید دردش بگیره! تا اینکه بالاخره هفته پیش خودش گفت که تمام دوستهای مدرسه ام گوشواره دارن و من دوست ندارم غیر از بقیه باشم و باید بریم گوشم رو سوراخ کنی... خلاصه طی مراسمی دختر ما هم به گوشواره دارن پیوست 03.gif 

امروز گروه رقص کیانا اینا اجرا دارن... فردا هم توی مدرسه تاتر The Wizard of Oz رو اجرا میکنن... پنجشنبه هم از طرف مدرسه موسیقی اش کنسرت دارن...
خلاصه که این هفته مثل این خبرگارها دوریبن عکاسی و فیلم برداری به دست باید مشغول تهیه گزارش باشم01.gif به خصوص رقص امروز رو که متاسفانه بابایی اینجا نیست تا هنرنمایی دخترش رو ببینه 02.gif

خوب من دیگه برم ...مثل اینکه درس خوندن بابايی تموم شد منم زبونم باز شد 21.gif21.gif21.gif

/ 56 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
nazi

dir be dir miaid...delemoon tangetoon shode...

دخترخوب

نهال جون کم پیدایی! اومدم روزت رو بهت تبریک بگم مامان گل کيانا و رايان هميشه سالم وسربلند و سلامت و درکنار بابایی باشی

niloo

سلام مامان خانمی روز قشنگ مادر مبارک...آرزوو ميکنم هميشه ی هميشه ووجود پر از محبت و مهربونيتون سلامت و شاد،کنار عشق کوچولو های من باشه

مامان اكرم

سلام نهال خانوم وبلاگتو كم و بيش خوندم. خيلي بامزه مي نويسي. دلم مي خواد با هم در تماس باشيم. با اجازه لينكت مي كنم. تو هم اگه دوست داشتي همچنين. بچه ها رو ببوس.

مريم مامان مهديار کوچولو

سلام خوشحالم که با وبلاگتون آشنا شدم لينکتون می کنم خوشحال می شم بهم سر بزنين واگه دوست داشتين تبادل لينک کنيم

نیکو

کجاييد آيا؟

نازنين

حسابي سرتون با بابابزرگ و مامان بزرگ گرمه . اميدوارم هميشه خوب و خوش باشيد . دلمون براتون تنگ شده و البته بيشتر براي كيانا و رايان