Trip to Petticoat Creek

امروز پسرکمون برای اولين بار از طرف دي کر رفت تریپ اونم با اتوبوس مدرسه (School Bus) !!!! اينقدر صبح هيجان داشت که نگو البته من از اون بيشتر 01.gif

ساعت ۹.۵ صبح رفتن Petticoat Creek و قراره طرف های ۴ بعد ازظهر برگردن. دل تو دلم نيست اولين باره تنها جايی ميره! راستش ميخواستم امروز رو آف بگيرم و باهاشون برم ولی مديرشون گفت نميشه با اتوبوس ما بيايی ولی ميتونيم بهت آدرس بديم با ماشين خودت بيايی... تحويل!!! بعد هم مطئنم کرد که تعداد مربی ها به اندازه کافی و حتی بيشتر هم هست و اصلا جای نگرانی نداره و اين حرف ها ... راستش فکرش رو هم کردم اگه اونجا باشم شايد رایان همش بخواد به من بچسبه و يک وقت تو بازی های گروهی بچه ها شرکت نکنه.
صبح که بردمش همشون رو تی شرت های یک شکل پوشوندن که روش آرم و اسم دیکر رو نوشته و براشون ضد آفتاب میزدن و آماده اشون میکردن برای رفتن.

خدا رو شکر هوا حسابی گرمه براش يک backpack جناب آقای دیه گو خریدم! مايو و حوله و کفش توی آب و لباس اضافي و... گذاشتم. انشالا که بهش خوش بگذره...
مامان قربونت بره که اينقدر بزرگ شدی  06.gif

/ 11 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان آيسان و آيلين

آخيييييييييييييييی فسقلی يعنی ديگه ميره تریپ نازيييييييييييييييييييی

parastoo

jigaresho pas belakhare be arezoosh resid.yadame( parsal fekr mikonam) neveshte boodi ke vaghti kiyana ba servis mire rayan ba hasrat be servis negah mikone

مامان کيانا و رايان

به parastoo: آره چه خوب يادته... بچم تو دلش مونده بود

گلدونه

آقا ميشه ما رو هم تو ليست قربونی ها اضافه کنين.خاله قربونش بره که اينقدر جيگر ميگره.

مامان اکرم

سلام ای جون ماشالله دیگه مردی شده برای خودش و شما

shabnam

ey khod ain agha fesgheli hamrahe aghaye diego bere trip che shavad ... omidvaram ke behesh khosh gozashte bashe... bacheh ha koli ehsas e bozorgi mikonan ba in barnameh ha :) ....shad bashi ...shabnam

ثمين

واااااااااااااای نهال جون نميدونی چقدر از ديدن تبريکت خوشحال شدم ..مرسی من هميشه ميام اينجا تا از رايان گلم بخونم و همينطور از کيانا خانوم ناناز ... اما متاسفانه مدتيه که کامنت نذاشتم ..اصولا هم خوشم نمياد بلافاصله بعد يک کامنت برم وبازديد پس بدم لطفا کامنتمو به اين حساب نذار .. صرفا خواستم تشکر کنم از تبريکت و بگم که چقدر خوشحالم کردی ...

فریبا - مامان اون يکی رايان

Nahal joon..omidvaram ke khoob bashid..in fesgheli ha ham bozorg shodan ...Ryan e ma ham ye back pack e Diego dare ..az daste in voroojaka..hey ham rah mireh harfe Diego ro mizane ..

مامان کيانا و رايان

به فریبا - مامان اون يکی رايان: چه جالب! راستی اون روز به رايان ميگم دوست داری بريم پيش حبی جون... فوری ميگه: اون يکی رايان هم هست؟