صابون

بعد از تلفن و شمع و کلید و... مدتیه دور دوره صابون ه!!! والا نمیدونم صابون چی داره که این پسرمون اینقدر دوسش داره 33.gifميره کنار دستشويی می ايسته و دستهاشو به هم ميماله يعنی صابون ميخوام 20.gifاول خوب دستاشو و بعد هم بقیه جون شو صابونی میکنه تا این جای قضیه اوکی ه (میشوریم تمیز میشه!) بعد یواش یواش صابون میکنه تو دهنش و شروع میکنه خوردن یک مَلچ ملوچی هم راه میندازه که انگار داره خورش قورمه سبزی میخوره24.gif دیگه این لحظه مجبوریم صابونو با هر بدبختی که شده از دستش بگیریم اونم یک گریه ای راه میندازه که بیا و ببین 17.gif یک مدت پیش کار به جایی کشید که مجبور شدم هر چی صابون تو خونه اس جمع کنم و به جاش از صابون مایع استفاده کنم و خلاصه خيال خودشو خودمونو راحت کنم01.gif 

چند روز پیش بچه ها تو اتاق بازی میکردن دیدم جیغ کیانا بلند شد و به دنبالش گریه... رفتم دیدم کیانا خوابیده بوده رو زمین رایان هم رفته شکمشو گاز گرفته! الهی بمیرم واسه دخترم ... به رایان گفتم ببین خواهرت رو چیکار کردی زود باش بوسش کن خودش هم فهمیده بود کار بدی کرده فوری رفت کیانا رو ناز کرد و تند و تند هم رو شکمشو بوس میکرد کیانا هم اینقدر از این بوس های برادرش کیفور شده بود که زودی همه چی یادش رفت ولی وروجک بد جوری گاز گرفته بود جای دندوناش تا چند مونده بود و جاش قرمز شده بود02.gif

یک چیز باحال یاد گرفته ... از بس این بابایی ما همش در حال درس و امتحانه بهش میگم
بابا کو؟
رایان: نیست... دَدَ
کجا رفته؟؟
دَس (یعنی درس!!)  18.gif

 (اگه مشغول خودن هستین یا کلا بد دل ین این قسمت رو نخونن!)...شاهکار امروزش هم بگم ... صبح تو پوشکش پی پی کرده بود بعد از اینکه عوضش کردم گفتم یکم باز بزارمش خواستم شلوارشو پاش کنم که شروع کرد گریه کردن و نمی گذاشت شلوارشو پاش کنم همون موقع تلفن زنگ زد و تا من پا شدم برم تلفن رو جواب بدم اونم از خدا خواسته دِبدو که رفتی... همون طور که حرف میزدم حواسم بهش بود و دنبالش راه میرفتم که یک دفعه دیدم باز رفته بالای میز کامپیوتر اومدم که بغلش کنم از اون بالا بیارمش پایین چشمتون روز بد نبینه دیدم آقا بقیه کارشو روی میز کامپیوتر تمام کرده منو بگی 11.gif17.gif نتیجه اخلاقی اینکه تا من باشم اینقدر زود دایپرشو عوضش نکنم!! 30.gif 


راستی اهالی تورنتو سینما Silver City نورت یورک سنتر یک فیلم کمدی ایرانی به اسم Maxx آورده اگه فيلمشو  ندیدین بهتون پیشنهاد میکنم حتما برین ...خیلی خنده داره شنیدم تا ۲ هفته دیگه هم رو پرده اس.     

/ 10 نظر / 10 بازدید
Chackavak

salam Nahal joonnnnnn khoobi azizamm vayyyyyy injoor ke neveshti che ghadr Rayan ba maze shodehhhh in aksi ke azashoon too webloget gozashti kheiliiiiiii ghashangeh delam kheili barat tang shodeh hatman ye email barat mizanam rasti New York khosh gozashtt khosh halam ke digeh hamatoon Canad hastinye chizi rasti in filme MAXX Meysamam rafteh va mige kheiliiiiii ghashangeh Lots of Love & Kisses

MOna

خيلی ماشاالله پسرت نمکيه هاااااااااااااااااا. منکه عاشق لپاشم. راستی شما بچه ها رو کجا ميگذاريد ميريد سينما؟ خوشبحالتون ما که حسرت سينما نزديک دو سال تودلمون مونده. فقط يکی دو بار که ايران بوديم رز رو گذاشتيم پيش مامان اينا و رفتيم يه حالي کرديم.

مامان کيانا و رايان

به مونا جون: راستش اون شب شوهرم فداکاری کرد بچه ها رو نگه داشت من با مامانم و چند تا دیگه از دوستامون زنونه رفتیم سینما ولی کلا من این شانس رو دارم که همه خانوادم اینجا هستن و اگه کاری برنامه ای پیش بیاد میتونم بچه ها رو پیششون بگذارم که واقعا نعمت بزرگیه.

نازنين

سلام بعد از به دنيا اومدن بجه همه تو خونه وزندگی تغيير می کنه ،‌جای وسايل مثل ميز و تخت و... وسايل مصرفی و حتی بيرون رفتن و تفريح کردن . شاد باشيد.

صبا

سلام خانمم رايان چون هم مثل صبا منه تاچندلحظه باز باشه کارشو روی مبل و.. انچام ميده موقع پمپرز کردن هم آنچنان گريه ای ميکنه که بياوببين بميرم واسه کيانا عزيزم

شهرزاد، مامان حسين

سلام مامانی. چه خوب که بالاخره به روز کردی. يکی از مهمترين کارای من توی اين يه ماه اينه که صبح يا هر وقت روز که شد به وبلاگ تک تک دوستام سر بزنم که ببينم به روز کردن يانه- فکر می کنم چون خودم یه روز در میون به روز می کنم همه همینطورن- اگه به روز کرده باشن خيلی خوشحال می شم و با ذوق و شوق می خونم. حالام از کارای رايان جون کلی هم خنديدم و هم دلم برای کيانا- اون قسمت گاز - و تو - اون قسمت پی پی -خنديم. صابون خوردنش هم خيلی باحال بود. امان از اين بچه ها. فقط درد سر توليد می کنن. به قول شوهرم خوشمزه های مزاحمند.

شهرزاد، مامان حسين

راستی. من فيلم مکس رو ديدم. اگه ازدواج به سبک ايرانی هم اومد برو. خنده داره. آتش بس هم گر چه مثلر همه آثار تهمينه جون!!! در مورد دعوای زن و مرده اما چون به صورت کمدی ساخته، خنده دار و بامزه در اومده.

نيکو

مامان کيانا و رايان عزیزم کاملن رايان گلی رو درک ميکنم. ميدونی منم صابون دوست داشتم! قشنگ يادمه اونقدر کوچولو بودم که فقط نوک انگشتام به جا صابونی ميرسيد و با برداشتنش يا جاصابونيه می افتاد يا صابونه ليز ميخورد در هر صورت مامانم ميفهميد من رفتم سر صابون. بعدشم شده عاشق پاک کن هرچی پاک کن ميديدم گاز ميزدم. ميدونی بوی اينا منو تحريک ميکرد! فکر کنم پروژه بعدی رايان هم خوردن پاک کن باشه!

paybarah

mamane rayan va kiana mishe shomare telephonet ra behem email mkoni ma mobilehamon inja az kar oftade montazeram azizam

شهرزاد٬ مامان حسين

ممنون خانمی که هر چند وقت يه بار می يای و خونه مارو منور می کنی و بعدم کلی از پسر کمون تعريف می کنی که اله و بله و شيرين زبونه و ... و نمی دونی چه قندی توی دل من و باباش آب ميشه.