رايان در ۲۱ ماهگی

نميتونم بگم از شيطونيش کم شده ولی خيلی عاقل تر و فهمیده تر شده وقتی بهش ميگيم به فلان چيز دست نزن یا مثلا پایین رفتن از پله خطرناکه کاملا ميفهمه البته ديگه گوش بده يا نده بستگی به مودش داره 01.gif

عاشق اینه که دکمه آسانسور رو بزنه ۲ تا دکمه هم توی آسانسور هست که یکیش زنگ خطره و اون یکی مستقیم به Security وصله ... قبلا تا سوار آسانسور میشدیم رایان حمله به سوی دکمه ها هر چقدر هم که حواسمون بهش بود چندین بار از یک لحظه غفلت ما استفاده کرد و یا زنگ خطر رو زد و چندین و چند بار هم اون دکمه ای که به سیکیوریتی وصله ... فوری از اون ور هم یکی میگه چطور میتونم کمکتون کنم؟ اتفاقی افتاده؟...  و بنده باید توضیح میدادم که اشتباه شده و خیالتون راحت مشکلی نیست! 08.gif30.gif
حالا دیگه میدونه که به این ۲ تا دکمه نباید دست بزنه فقط بغلش میکنیم که طبقه خودمون یا پارکینگ رو فشار بده و بلافاصله خودش هم میگه مرسی رایانی... و بعد مثل آقاها می ایسته تا برسیم 35.gif کلا وقتی میخواد بگه این کار رو بدین من انجام بدم میگه رایانی رایانی ... 01.gif

یک چیز جالب دیگه هم اینکه هر چی رو میخواد منفی شو بگه یک نه آخرش اضافه میکنه
مثلا... رایان بشینه نه! بخوابه نه! ...

فسقلی يک زبونی در آورده که نگو تقريبا همه چيز ميگه... چند روز پيش با باباجون و ماماجونش در ايران تلفنی حرف زد و کلی دلشون رو برد 07.gif

به غير از شعر آی لاو يو بارنی که الان ديگه کاملتر ميخوندش... آهنگ تولد رابه فارسی و انگلیسی و همین طور شعر A B C D.... رو هم ياد گرفته. اون روز رفتم کلی DVD بارنی از کتابخونه براش گرفتم ولی فقط قسمتهايی که آهنگ ميخونه رو دوست داره و اون جاهايی که حرف ميزنه ول ميکنه ميره 33.gif

تغييری که خيلی قابل توجه هست اينه که تازگی به اسباب بازيهاش و بازی با اونا علاقه نشون ميده و گاهی میبینم میره تو اتاقش و مدتی با اسباب بازی هاش بازی میکنه. لِگو (Lego) و بلاکس (Blocks) رو خيلی دوست داره و باهاشون مشغول ميشه و همين طور مثل هر پسر ديگه ای عاشق ماشينه01.gif چند هفته پیش مامان بابام از مسافرت که آمدن براش يک ماشين آتش نشانی که آژير ميزنه و راه ميره و يک هواپيما که اونم آهنگ ميزه و راه ميره آوردن اولش از صداشون کمی جا خورد البته باطري هاشون هم نو بود و صدا ها قوی و بلند! ولی در عرض کمتر از ۲ روز ترسش ریخت و حالا کلی باهاشون حال میکنه و سرش گرم میشه.05.gif 

وقتی ميخوام دایپرش رو عوض کنم فرار ميکنه ميره پشت کمدش (يک فاصله بین تخت و کمدش هست) قایم میشه چشم هاشم میبنده ... منم میگه اِ رایان کو؟ ... اونم غش میکنه از خنده و ميخواد دوباره فرار کنه 18.gif
يک مدت سعی کردم باهاش کار کنم جيشش رو بگه ولی مگه اين بچه يک جا بند ميشه ۲ دقيقه بيشتر نميتونم رو پاتیش بشونمش و بعد در ميره!! 24.gif راستی به نظر شما بچه از کی باید پاتی ترین شه؟  06.gif

/ 38 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسترن

خانوم خانوما هنوز تشريف نداريد؟پس ما رفتيم تا بعد.احتمالا حسابی مشغول اين دو تا خوشگله هستی.خوش باشی.حال ما هم بهتره شکر

*مرغ---دریایی*

سلام مامان کيانا و رايان ! ماشالا اين پسريتون از چشماش شيطنت ميبارهاما خيلی نازه و خوشگله خوش بحالتون که دو تا فرشته داريد خدا براتون حفظشون کنه

مهرنوش

اخی چه بامزه !وای مردم از خنده از دست اين زنگ خطر !خدا حفظش کنه

سمیه مامان ايليا

قربون اين پسر مودب و آقا برم كه اينقدر حرف گوش كن شده. ببوسش از طرف من

امير حسين

سلام...من اولين باره که به وبلاگ شما اومدم ... خدا حفظش کنه اين آقا پسره گل رو آقا رايان رو ميگم .. خيلی دوست داشتنیه .... من از وبلاگ شما خیلی خوشم اومد با اجازتون لینکشو گذاشتم تو وبلاگم ... به منم سر بزنید منم به روزم ... تا بعد

سوگند

عالی بود.

مامان تينا و سينا

وای من چقدر دير اومدم از بس با اين بچه ها گرفتارم . خوبه که رايانی ميفهمه وای کی بشه سينا همه چی رو بفهمه . من هر کاری رو اگه بگم نکن محاله که بدتر نکنه . رايانی رو من با نه گفتنش بخورم . حسابی از طرف من ببوسينش .من از بيست ماهگی تينا رو از پوشک گرفتم .وقتی بهش ميگفتم هر وقت دستشوئی داری برو رو توالت فرنگيت بشين ، اونم ميرفت . بچه ام خيلی حرف گوش کن بود . در مورد سينا فکر نکنم بتونم موفق بشم آخه اونم يه جا بند نميشه

کسرا

سلام رفيق ! خوبی ميبينم که از مواضعت پائين اومدی . گوش نده به حرف مامانت و کيانا . دعوات ميکنم ها !!! ‌نا سلامتی ما متولد آذر ماه هستيم . رای رای ماست . خواست خواست ماست و اراده ما مطلق و عالم گير است . یيش خودمون بمونه تو خونه عنوان منو گذاشتن رئیس قوه مقننه !!! ( قوه قانونگذار ) . چون من قدرت مطلقم رایان نبینم و نشونم و نخونم که به حرف این و اون گوش بدی ها !!! بايد از مامان بخوام آمار مسافرتتون به ايران را از مامانت بگيره . ببينم کی ميايی حضورا؛‌بهت ياد بدم که چه کار کنی و چه کار نکنی . فعلا؛

گلدونه

فکر کنم ايندفعه بايد بگيم ا مامان رايان کو؟کوشی بابا دلمون تنگ شده واست.

صبا

ا من فک کردم فقط آتور من شیطونه و دست به همه چیز میزنه . آخه نمیدونم دیگه با اون چی کار کنم اون تازه ۱۸ ماهشه ولی ماشالا اندازه ۱۰ نفر شیطون . هر وقت میرم با دوستام بیرون همه جا رو به هم میریزه اینقدر خجالت میکشم و میگن لابد مامانه هیچی بهش یاد نداده .