کيانا و رايان

سه‌شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٦
 

۱. الان دو روزه که به طرز عجيب و باورنکردنی هوا گرم شده و به ۱۴ درجه بالای صفر رسيده... باران هم زياد داشتيم و اين باعث شده که هر چی برف روی زمين بود آب بشه و دوباره چمن های سبز زيرش رو ببينيم... البته که همه ميدونن این افزایش دما موقت ه و به زودی دوباره سرد ميشه ولی همين که خدا گاهی دلش به رحم مياد و تو اوج سرمای زمستون چند روزی بهمون Break میده جای خوشحالی داره ... اینقدر این هوای بهاری توی ماه ژانویه بهمون چسبیده که حد نداره... البته نه به اندازه اون ۳ روز تعطیلی توی ایران

۲. دو تا از دوست های دبيرستانم رو اينجا پیدا کردم و قراره آخر هفته بعد از ۱۷ سال ببينمشون اينقدرررررررررررررررررر هيجان دارم که نگو

۳. رایان بعد از پشت سر گذاشتن چند روز سرماحوردگی و به دنبالش یک نقاهت ۲ هفته ای!!! بزنم به تخته دوباره هم خوش اخلاق شده و هم خوش اشتها شده و همچین بگی نگی يک ابی زير پوستش رفته ... انشالا که همیشه بچه ها سالم باشن ... این بد قلقی بعد از مریضی ۱۰۰ برابر از خود مریضی سخت تره! 

۴. خوب سريال چارخونه هم به سلامتی تموم شد و راحت شديم....وای که چقدر لوس بود ولی چون ساعت پخشش همزمان میشد با موقعی که معمولا بچه ها خواب بودن و کانال های دیگه هم هیچی نداشت تنها انتخاب من بود

۵. من برای اينکه اين شماره ها رو الکی زياد کنم نصف شبی هی چرت و پرت مينويسم!

۶. شب خوش



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]

Stats Maker