کيانا و رايان

سه‌شنبه ٦ شهریور ۱۳۸٦
Trip to Petticoat Creek

امروز پسرکمون برای اولين بار از طرف دي کر رفت تریپ اونم با اتوبوس مدرسه (School Bus) !!!! اينقدر صبح هيجان داشت که نگو البته من از اون بيشتر

ساعت ۹.۵ صبح رفتن Petticoat Creek و قراره طرف های ۴ بعد ازظهر برگردن. دل تو دلم نيست اولين باره تنها جايی ميره! راستش ميخواستم امروز رو آف بگيرم و باهاشون برم ولی مديرشون گفت نميشه با اتوبوس ما بيايی ولی ميتونيم بهت آدرس بديم با ماشين خودت بيايی... تحويل!!! بعد هم مطئنم کرد که تعداد مربی ها به اندازه کافی و حتی بيشتر هم هست و اصلا جای نگرانی نداره و اين حرف ها ... راستش فکرش رو هم کردم اگه اونجا باشم شايد رایان همش بخواد به من بچسبه و يک وقت تو بازی های گروهی بچه ها شرکت نکنه.
صبح که بردمش همشون رو تی شرت های یک شکل پوشوندن که روش آرم و اسم دیکر رو نوشته و براشون ضد آفتاب میزدن و آماده اشون میکردن برای رفتن.

خدا رو شکر هوا حسابی گرمه براش يک backpack جناب آقای دیه گو خریدم! مايو و حوله و کفش توی آب و لباس اضافي و... گذاشتم. انشالا که بهش خوش بگذره...
مامان قربونت بره که اينقدر بزرگ شدی 



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]

Stats Maker