کيانا و رايان

سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳۸٥
گلهای رنگين کمان

خیلی احساس خوبیه وقتی میبینم در عرض همین چند ماه اینقدر دوستهای خوب تو این دنیای مجازی پیدا کردم دوستهایی که هیچ وقت همدیگر رو ندیدیم ولی با فرسنگ ها فاصله اینقدر مهربون و  بامعرفتن ...   مامان کسرا عزیز و کسری گلم ام این سی دی های گلهای رنگین کمان رو از ایران برای رایانی فرستادن. 


بعد از پستی که مامان کسرا در رابطه با آهنگ های شاد رنگين کمان و آقای چرا و... گذاشته بود و  اظهار علاقه من به داشتن این آهنگ ها برای رایان... هدیه جون سی دی ها رو برای رایان خرید و بعد از طی کردن هفت خان رستم و تایید سی دی ها توسط وزارت ارشاد و... موفق شد برام پست شون کنه ولی متاسفانه ما هر چی منتظر شدیم خبری از سی دی ها نشد که نشد آخرش هم نفهمیدیم این وسط چه بلا ملایی سرش آمد  هدیه جون زحمت کشید و دوباره سی دی ها رو خرید و این دفعه به همراه یک مسافر برامون فرستاد ...

پریشب حدودا  ساعت ۹:۳۰ شب بود که سی دی ها دستمون رسید با اینکه دیر بود ولی خیلی دلم میخواست عکس العمل رایان رو با دیدن این فیلم ببینم و خلاصه نتونستم تا فرداش صبر کنم واااااااااااای که قیافه رایان دیدنی بود نمیدونین چطوری میخ تلویزیون شده بود بعد که يکی از آهنگها شروع شد چنان هیجان زده شده بود که بیا و ببین اگه بدونین چه رقصی باهاش میکرد از همه جالب تر اینکه تمام کلماتی رو که بلده باهاش تکرار میکرد... سلام ... تولد...بچه ها...بازی و خیلی چیزای دیگه که الان یادم نیست ... منم فوری دویدم دوربین فیلم برداری رو آوردم و از همه اینا فیلم گرفتم حیف که نمیتونم اون فیلم رو اینجا بگذارم ولی خیلی جالب بود... رایان محو تلویزیون و من و بابایی و کیانا هم محو عکس العمل ها و ابراز احساسات رایان شده بودیم   

هدیه جون ممنون از این همه محبتت عزیزم....
  



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]

Stats Maker