کيانا و رايان

دوشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٤
 

تازگی کلمه اَب هم به دایره لغات رایان اضافه شده البته الان با همون تلفظ درستش یعنی آب میگه... تا تشنش ميشه تند تند پشت سر هم ميگه آب آب آب (سوزنش گیر می کنه!) ..... شير هم که ميخواد ميگه آب ...خوبيش اينه که حداقل ميفهميم بچه تشنشه !

به رايان ميگييم پا کو؟ پاشو ميآره بالا منم کف پاشو ماچ میکنم قلقلکش می آد غش می کنه از خنده بعد اشاره می کنه به پاش اِ اِ اِ ... یعنی بازم بگو

کیانا بهش High Five یاد داده... با یک ژستی هم های فایو میکنه که نگو خیلی باحاله 

این پسر فسقلی ما با این که دیر به دیر باباشو میبینه ولی تا دلتون بخواد باباییه! باباشم حســــــــــــابی کیف میکنه به خصوص وقتی من می خوام رایان رو از بغلش بگیرم و رایان میچسبه بهش و حاضر نیست بغل من بیاد ترو خدا میبینین!!!!!!

بالاخره بعد از مدتها کامل از شیر خودم گرفتمش خیلی سخت بود ولی ارزششو داشت آخه رایان از وقتی دنیا آمد تا همین چند وقت پیش شب تا صبح متوسط ۵ - ۶ بار برای شیر خوردن بیدار میشد این آخریها دیگه حسابی خسته شده بودم بخصوص بعد از ۱ سالگیش که دوباره کارم رو شروع کردم واقعا بیخوابی های شب سخت بود و یک روز تصمیم گرفتم فکر اساسی کنم مشکل اول این بود که بدون شیر خودم نمیخوابید پستونک هم که از اول دوست نداشت... شب اول که گذاشتمش تو تختش تا خودش بخوابه کلی گریه کرد خودم که حسابی حالم خراب بود ولی سعی می کردم تحمل کنم... شب های بعد به تدریج گریه هاش کمتر و کمتر شد الان دیگه ۱-۲ دقیقه نق نق میکنه ولی زود میخوبه... تا یک ماه اول هم به عادت همیشگیش تا صبح چندین بار بیدار میشد  چند دقیقه گریه می کرد و وقتی میدید از مامی و شیر خبری نیست دوباره می خوبید الان تازه چند وقته بزنم به تخته تا صبح ساعت ۷ یک تیکه میخوابه  البته روزهای تعطیل هم به عادت همیشگی صبح کله سحر شیپور بیدار باش رو میزنه !!



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]

Stats Maker