کيانا و رايان

پنجشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٤
رايان از ۷ تا ۱۰ ماهگی

اين مدت که اينجا نبودم اين پسرک ما کلی پيشرفت کرده و خيلی خيلی شيطون و خرابکار و صد البته شيرين تر شده  دير به دير update کردن هم دردسره انقدر حرف واسه نوشتن دارم که نميدونم از کجا شروع کنم!!

۲ ماه سفر به ايران مثل يک خواب خوب و شيرين ولی زود گذشت...

رايان در مدتی که ايران بوديم (۷ ماهگی) ديگه با تسلط کامل می نشست  در ۸ ماهگی چهار دست و پا رفتن رو شروع کرد و الان که ۱۰ ماه و نيم اش هست مثل جت از اين ور به اون ور ميره دستشو به همه جا ميگيره  می ایسته و راه ميره يعنی دور ميز مبل ... راه ميره و اگه حواسش نباشه چند دقيقه می ایسته!! و خلاصه در طول روز سوراخ سنبه ای نيست که سر نزنه و يه خراب کاری نکنه جاهای مورد علاقش اتاق کيانا به خصوص کتابخانه کيانا و ريختن تمام کتاب ها رو زمين ...کابينت های آشپزخونه کمد دراور اتاق ما... خاموش روشن کردن تلويزيون و رسيور...!

در ۸.۵ ماهگی اولین دندونش در آمد و الان ۲ تا دندون پايين حسابی بلند و تيز شدن و وقتی می خنده مثل دو تا مرواريد سفيد پيداست 

 از کارهای جالبی که تازگی می کنه ميز کامپيوتر رو ميگيره و می ايسته بعد با يک دست ماس رو ميگيره و با دست ديگش کيبورد  و با انگشتهای  کوچولو و کپلش دکمه های کيبورد رو فشار ميده 

کيانا رو ؛يايا؛ صدا ميزنه وقتی از خونه می خواهيم بريم بيرون ازش می پرسيم

رايان کجا می خواد بره؟؟

دَدددد ددددد.....   

دست دسی رو (در واقع آهنگشو) ميخونه....دَدددد ددددد.....   دَدددد ددددد.....   

خوب رايان ديگه بيدار شد من فعلا برم تا بعد...



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]

Stats Maker