کيانا و رايان

پنجشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٧
Trip to Orlando-Florida

خوب بالاخره من امشب وقت کردم بیام و چند خطی از سفر خاطره انگیزمون به فلوریدا بنویسم که توی دفتر خاطراتمون یادگاری بمونه.
روز مسافرت من سرکار بودم دیگه بدو بدو آمدم و جمع و جور کردیم و راهی فرودگاه شدیم و ۱ ساعت و نیم قبل از پرواز رسیدیم ولی متاسفانه اینقدر در گمرک امریکا معطل شدیم که با اجازه پرواز رو از دست دادیم!!! اینقدر حالمون گرفته شد که نگو ولی در کمال نا امیدی تونستن برای نیم ساعت بعد توی یک پرواز دیگه برامون جا پیدا کنن و دیگه بعد از کلی استرس و حرص خوردن خوشحال و خندان راهی دیار شیطان بزرگ شدیم!  خوشبختانه از این بعدش همه چی عالی بود و چند روزی که اونجا بودیم واقعا خوش گذشت ... از صبح شال و کلاه میکردیم و میزدیم بیرون و تا شب توی این پارک های والت دیزنی یکسره راه میرفتیم تا شب بعد هم عین جنازه میآمدیم هتل و از خستگی بیهوش میشدیم دوباره فرداش روزی از نو روزی از نو... وقت کم بود و توی روزهایی که اونجا بودیم باید نهایت استفاده رو میکردیم به ترتیب پارکهایی که دیدیم یونیورسال استودیو ... سی ورد ... مجیک کینگ دام و اپکات از دنیای والت دیسنی... خوب باید همین جا اعتراف کنم که این مسافرت رو اول بخاطر دل خودم و تمام خاطرات خوش بچگی ام رفتم و بعد به خاطر بچه هام!!! خدا میدونه چقدر از کارتونهای والت دیسنی خاطره دارم و چندین هزار بار سیندرلا و زیبای خفته و سگ و یک سگ خالدار و گربه های اشرافی ... رو دیدم وقتی آناستازیا و گریزیلا و نامادری سیندرالا رو دیدم اینقدر ذوق کردم که بابایی و کیانا از خنده مرده بودن همین طور اون سه تا فرشته ی زیبای خفته و پینوکیو و پدر ژپتو :)

خوب اینم چند تا عکس از سرزمین رویایی دنیای والت دیسنی... 

 

 



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]

Stats Maker