کيانا و رايان

سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٧
آخر این هفته!

آخر این هفته برای چند روزی داریم میریم مسافرت که حالا انشالا بعدا با عکس و تفصیل بر میگردم!


همین الان مامان یکی از دوست های قدیمی و صمیمی کیانا به محل کارم زنگ زد که کیانا رو برای شنبه تولد دخترش که توی استخر گرفته دعوت کنه ... با اجازه تون تا این لحظه ۵ تا تولد و یک مهمونی روز شنبه دعوت شدیم (۴ تا دعوت شدیم + ۲ تا کیانا دعوت شده) که همه هم از دوست های خانوادگی و نزدیک هستن و متاسفانه همش رو میس میکنیم!!!

نمیدونم برای شما هم پیش آمده یا نه ولی همیشه همین طوره... مثلا میبینی چند هفته ویکند برنامه خاصی نداریم یک دفعه یک هفته ۲-۳ جا دعوت میشیم یا برنامه پیش میاد که هیچ کدوم رو هم آدم دلش نمیاد از دست بده :)

هر جا که هستین آخر هفته خوبی داشته باشین...



پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳۸٧
هفت سین ما

آخرین ماهی از ۴ تا ماهی خریداری شده هم رفت اون دنیا!! و بهانه ای شد که هفت سین رو که هر روز یک وروجکی خدمتش میرسید جمع کنم!! توی این مدت هی رفته خاک از گلدون سنبل برداشته با آب تنگ ماهی قاطی کرده ریخته توی سنجدها... آب ظرفی که شمع توش گذاشته بودم  رو با اسپند میکس کرده و قاطی کرده با سیب و سمنو... تخم مرغ ها هم که همه ترک برداشتن و هر دفعه از یک سمتی چیدم تو ظرف که شکستگی شون پیدا نشه!! این سبزه بدبخت هم نمیدونم چه گناهی کرده بود که هی با توپ تنیس نشونه گیری میشد و علف هاش همه یک وری شدن!!!

راستی ما همین یکشنبه داریم میریم پیشواز و سیزده رو (ببخشید ۱۱ رو) به در می کنیم!



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]

Stats Maker