کيانا و رايان

سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳۸٤
دندون

رايان ۲ تا ديگه از دندونهای بالاش در آمده. سمت راستی کاملا پيداست ولی دست چپی تازه داره نيش می زنه حالا جمعا شد ۶ تا دندون ۴ تا بالا ۲ تا پايين   

هفته پيش سرما سختی خورد و چند روزی اصلا حالش خوب نبود کيانا هم که راه به راه بغلش می کرد و ميبوسيدش هر چی گفتم:

- مادر نکن تو هم می گيری

کيانا: برادر خودمه دوسش دارم از صبح نديدمش دلم واسش تنگ شده .... !!!  خلاصه نتيجه رو می تونين حدس بزنين ...هنوز رايان خوب نشده کيانا هم مريض شد!

خدا رو شکر هر دوشون الان بهترن ولی کلا دست تنها بدون بابايی خيلی سخته  انشاله اين چند ماه هم  هر چی زودتر بگذره و بتونيم دوباره ۴ تايی با هم باشيم



سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳۸٤
این چيه؟

این سی يه ؟

-اسباب بازی رایانه

این سی يه؟

- مبله

این سيه ؟

-ليوانه
......
این مکالمه هر روز ما و رایانه ...روزی ۱۰۰۰۰.. بار ميگه اين چيه؟؟؟ (با لهجه داهاتی!!!!) خیلی باحاله :) 

 هر چیزی رو پیدا نمی کنه یا گم می کنه هم می گه یفت (رفت)... جالبه که وقتی تو ماشین واسش آهنگ می ذارم بلافاصله تا هر آهنگ تمام میشه می گه رفت
 
چند وقته دارم از شير خودم می گيرمش پدرمو در آورده هر شب قبل از خواب انقدر گریه می کنه و بلوزمو می کشه که طاقت نمی آرم و بهش شیر می دم!!
اصلا با شيشه شير حال نمی کنه و به زور در کل روز که من سر کارم چند سی سی می خوره که برای سنش اصلا کافی نيست...   پسرکم اگه شير نخوری لاغر ميشی ها

 



پنجشنبه ۸ دی ۱۳۸٤
الو

اين پسر ما عاشق تلفن و سلفونه اسباب بازیشم قبول نداره و فقط با تلفن واقعی کيف می کنه اينقدر با مزه الو ميگه آدم دلش ضعف ميره بعد از دد و يايا اين تقريبن سومين کلمه اس که میگه!! اگه هيچی پيدا نکنه دستشو ميزاره دم گوشش و الو الو ميکنه

ديروز طفلی سه تا واکسن زد  ولی خوشبختانه حالش خوبه و تب نکرده ...



جمعه ٢ دی ۱۳۸٤
راه رفتن و دندون در آوردن

رايان در سن ۱۱ ماه و ۱ هفتگی شروع کرد به راه رفتن  و الان که ۱ سالشه ديگه فسقلی ميدوه البته هنوز هم زياد زمين می خوره ولی خيالم راحته که خونه موکته و زياد چيزيش نمی شه...

در سن ۱۱.۵ ماهگی دو تا دندون بالاش هم نيش زد و الان به خوبی پيداست ... اسمشو از آقا موشه به اقا خرگوشه تغيير داديم  

رايان  دو روزه سرما خورده و سرفه می کنه خوشبختانه ديگه تب نداره ... واکسن ۱ سالگيشو نتونستم بزنم و افتاد به هفته آ ينده...

پسرکم انشا االه زود تر خوب خوب شی.....



جمعه ٢ دی ۱۳۸٤
برگشت به تورنتو

اين مدت که اينجا سر نزدم کلی تغيير تحول داشتيم... بعد از ۱ سال زندگی در نيويورک دوباره بر گشتيم سر خونه زندگی و شهرمون تورنتو! خدا رو شکر همه چيز خوب پيش رفت و ديگه الان بعد از چند هفته جا افتاديم من بعد از بيش از ۱ سال کارمو شروع کردم... رايان روزها پيش حبيبه جون می مونه که از همسايه های خونه قبلی مونه و خدا رو شکر که از بابت رايان خيالم راحته... کيانا هم در مدرسه جديدش جا افتاده و راضيه فعلا تنها مشکلمون دوری بابايی که انشاااله اونم تا چند ماه ديگه move می کنه اينجا

فردا تعطيلات کريسمس شروع ميشه ... بابايی امشب از نيويورک می آد که ۳-۴ روزی پيشمون باشه مدرسه کيانا تا ۲ هفته تعطيه و خودم هم ۴ روز تعطيلم خلاصه که همه کيفشون کوکه

  Merry Christmas & Happy New Year

  

 



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]

Stats Maker